خداحافظ

پدربزرگ همیشه می گفت راه رفتنی را باید رفت و رفت
حالا من مانده ام و این قاب عکس و حرف های گفته نشده و حجم این سکوت.
سکوتی که برای شانه های من بسیار سنگین است و طاقتم طاق شده.
من هم دارم می روم که باید رفت. که هزار دلیل برای رفتن. بی هیچ دلیلی برای ماندن
آخرین تلاشم را هم کردم که بمانم نشد.
می دانید راه رفتنی را باید رفت.


/ 4 نظر / 2 بازدید
sa

همه ما در سکوت بی انتهای بغض های خود فرو رفته ایم ... کاش دلیلی برای اعتماد به گرفتن دست هم در تاریکی ها داشتیم تا مجبور به خداحافظی نشویم. سکوتی که برای شانه های من بسیار سنگین است و طاقتم طاق ....

آرام

:( اي نامرد چرا اينطوي ميري غصه خوردم :( :(

مرضی

موافقم با پدربزرگتون

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 1659288213