بودن یا نبودن؟ مسئله نبودن است.

نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت. تنهایی شاید ناراحت کننده باشد. تنهایی آدم را غمگینش می کند اما وقتی خودخواسته باشد . تن دادن به تنهابودن خودخواسته. و در این امر خودخواسته لحظاتی هستند که از این امر خوشحالی ولی گاهی هم هست آن وجهش غالب می شود و غمگینی. سخت غمگین. اما امر سومی هم هست. در عین غمگینی حس می کنی که نباید باشی. نباید غمگین باشی بلکه باید خوشحال باشی. از اینکه به غم تنهایی رسیده ای. شاید اینطور بشود گفت که نمی دانی باید خوشحال باشی یا ناراحت. اما همین کلافه ات می کند این سردرگمی. این پیچش عجیب نبودن کسی. کلافه ات می کند می خواهی نباشی. نبودن به هر صورت . تنها نباشی یا شاید غمگین نباشی و یا در این موقعیت نباشی و شاید هم اصلا نباشی. فقط می خواهی نباشی. نبودن

/ 4 نظر / 10 بازدید
طنزستان فرشید

سلام به وبلاگ من سر بزنید ، اگه مایلید تبادل لینک کنیم [لبخند]

ماه دیس

باید خوشحال بود که از این غمگین تر نمی توان شد!

مي انديشم كه بودن يا نبودن ، مسئله اين نيست ! چگونه بودن ، چرا نبودن؟ بودن ولي نبودن ، مسئله اين است...

زيستن در آرزوي مرگي كه فرا رسيدنش تمام آرزوهايم را دزديده است وسكوت درانتهاي خياباني كه تو فرياد ميكني بودن يا نبودن سوال اينست : چرا مشق هاي شب من هميشه خيس اند!!؟؟