غزل اگر غزل بود به دماغش چسب نمی چسبید

من پیاده رفته است و

او سواره دنباااااااااااااال من

عجب عجب

که من خواب را

خواب را

در بغل گرفته و

خواااااااااب را کرده است

عجب عجب

 من اینهمه به گوش تو

به هوش تو

به زیییر

 گلووووی تو

رازی گفته است

که من را

عجب عجب

من تمام شعر را

تمام حرف را

غزل غزل های

پست مدرن را

پدر را

غزل های پست مدرن را

گرفته بسته رفته خسته است و عجب عجب

من اینها را

من تمام اینها را

گفته است که بگوووووویدت

عجب عجب

همین و بس عجب عجبببب

/ 2 نظر / 8 بازدید

من با این پست مشکل دارم خیلی زیاد ؟؟؟؟؟؟؟[سوال]

مصی

نوشتهات گنگن.با خودت چند چندی؟؟؟؟؟