زمانی های که می رسند....

عصر ما از مدرنیته گذشته و به پسامدرنیته رسیده است، جایی که انسان به خود می اندیشد. به چگونگی بودنش و برای چه بودنش. به اگزیستانسیالیسم جدید. اما ورود به پسامدرن سرگردانی را به همراه داشته و شهوت را. این سرگردانی مشخصه عصر ما است. بشر سرگردان است که اگر به روح زمان هگل اعتقاد داشته باشیم کل بشر سرگردان شده است. و این سرگردانی از صنعت ، علم و حتی زندگی مدرن می آید. همه اینها آنقدر پیشرفت کرده اند که انسان از آن جا مانده و سرگردان شده. و اما عصر ، عصر شهوت است "شهوت دانائی " . و این دانستن انسان را به مرز جنون برده. جنونی که انسان را سرگردان کرده و آرامش را از او گرفته است. آرامشش نیست. با اینهمه خود انسان نمی داند با چه آرام می شود و درد زمانه این است: روحی سرگردان، آشفته و حیران. و درمان های گذشته جوابگو این درد مدرن نیستند. آنچه در گذشته آرامش بخش بود امروز کارایی ندارد. بقول لیوتار حکایت های بزرگ که داعیه نجات انسان را داشتند دیگر جوابگو نیستند. و واقع گرایی همان واقع گرایی پول است. که پول همان نماد عصر مااست. که میزان و سنجش همه چیز عصر شده است.

/ 0 نظر / 5 بازدید