گذشت همه عمر بر سر می آیدها

به اندازه تمام عمر شاید کمی کمتر ، تمامی لحظات را به انتظار میگذارنیم ، انتظار حادثه ای ، مرگی ، تولدی ، اتفاق خوبی و شاید انتظار عشقی که از راه برسد و ما را عاشق کند. و آن هنگام که می آید آیا درمی یابیمش ، یا انتظار زیاد باعث می شود باورش نکنیم ، او را پس می زنیم و می گویم نه ، و او چه ساده می رود. ساده تر از آنکه باور کنیم حتی آمده است. وقتی رفت تازه می فهمیم که آری ، آمده و ما هنوز چشم به راهیم ، اما اینبار به بازگشت. تا بازگردد و ما به آغوشش بکشیم ، که تو را چشم در راهم.

اما آیا باز می گردد.

چشم به انتظاریم ، هر چند دلگیر. هر چند غمگین ، وه چه لحظاتی باید سپری شود. لحظات غمگین منتظر.

آنچنان که انگار زمان از حرکت باز ایستاده است و چرخی نمی چرخد. سخت می شود توصیف کرد ، نوشت. اصلاً نمی شود گفت. باید باشی تا بدانی

/ 2 نظر / 12 بازدید
سحر

همه ی عمر در انتظار... عالی نوشتی

اتوبوس وسیله خوبی برای چهره شناسی و زبان بدنه . امروز نگاه میکردم تا متوجه زبان بدن هاو کنش های افرادمختلف شوم چهره های منتظر ودر هم وجالب تر موبایل های است که اکثر این آدم ها مشت کرده بودند راستی چرا موبایل باید به جای جیب یا کیف در مشت باشد!! یعنی انتظار برای پیامی یا تماسی تا زودتر متوجه اش شوند"چرا؟! تمام زبان بدن داد از انتظار میزند. یاد این پست شما افتادم "‌همه عمر در انتظاریم" ممنون بابت مطالبی که باعث تفکر بیشتر میشه