ترس

همه آدم های دورو بر من که مثل من می نویسند. یعنی غیرحرفه ای و آماتور ، بیشتر از "من روای" استفاده می کنند. یک جور هم ذات پنداری با کاراکتر نوشته هایشان. یک نوع روایت خود از خود. اما من ، بیشتر زاویه دیدم خطابی است. انگار مخاطبی وجود دارد که نیست. دارم دنبال مخاطب می گردم. شاید از تنهایی خودم خسته شده ام، اما می ترسم. ترس از جدا شدن از تنهایی و به هم خوردن خلوت خودم. ترس در همه وجودم ، در همه جای زندگی من رخنه کرده است. من می ترسم؛از خودم بیشتر می ترسم.

/ 2 نظر / 5 بازدید
امین

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

مهسا

منم یه مدت مثل تو بودم! ولی تنهایی فقط مال خداست.. باید این ترس رو ازخودت دور کنی قرار نیست خلوتت بهم بخوره.کسیو پیداکن که به خودت و استقلالت احترام بذاره[چشمک]