خاموش همچون درخت

بعضی وقتها باید خاموش کنی. باید گوشی موبایلت را خاموش کنی. صفحه فیس بوکت را دی اکتیو کنی. به دوستانت سر نزنی. به هیچکدام از کتابفروشی ها نروی. اصلا هیچ جا نروی. با خودت خلوت کنی و ببینی کجایی؟ یعنی کجای جهان ایستاده ای؟ و زندگی ات چگونه دارد می رود. حالا می خواهم ببینم کجا ایستاده ام. یا بهتر بگویم می خواهم ببینم چه کارهایی دوست دارم و می توانم انجام بدهم. همان کارها را انجام بدهم. یکیش مثلا نوشتن همین چیزهاست که بیشتر شبیه یک نامه است که به خودم می نویسم.  که هی فلانی اینطوری نباش و یا این کار را یادت نرود. و برای نوشتن نامه و بعد فرستادنش . بعدترها گرفتن نامه و خواندنش و بعد انجام کارهایی که توی نامه نوشته شده زمان می خواهد. باید وقت بگذارم و برای اینکار فکر می کنم بعضی وقتها باید خاموش کرد. خیلی از چراغ های رابطه را باید خاموش کرد

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
سحر

ثقل زمین کجاست؟ من در کجای جهان ایستاده ام؟ با باری از فریادهای خفته و خونین... ای سرزمین من! من در کجای جهان ایستاده ام؟

ثمین

چقدر دلم میخواد...کاش میشد

سمیه

برخلاف پستای قبل این چندتا پست آخر یه آرامشی به آدم میده...فکر میکنم نویسنده به آرامش رسیده

مرضی

برای یک مدت کوتاه میشه

یه کودک

عی آقا ... نفست از جای گرم بلند میشه ها... من این روزها فقط به این فک می کنم که کاش دور و ورم شلوغ تر بود تا تنهایی اعصابمو خراب نمی کرد! یا بود کسی که هر وقت بخوام بیاد باهاش حرف بزنم!! تنهایی چیه؟؟؟ آدمو دیوونه می کنه