ذهن مشوش درگیر

دارم به سر خيار فکر مي کنم؛ فکر مي کنم چرا بايد سر خيار تلخ باشد. چرا سر خربزه تلخ نيست يا گوجه فرنگي يا مثلا هندوانه. دارم فکر مي کنم که حتما علتي دارد. با چيزي نمي سازد. يک درگيري دارد با خودش. سرخيار مثل ذهن مي ماند . ذهن آدمي که درگير است. با خودش درگير است و تلخ مي شود. ذهن درگير مشوش مغموم. شايد خيارهم دارد فکر مي کند، افکاري تلخ يا شايد هم کابوس مي بيند. البته شايد.

 

پ.ن : علت علمي تلخ بودن سر يا ته خيار را نمي دانم اما ظاهرا" علت تلخي خيار يا وجود پتاسيم است که حدود 90 درصد آن ناحيه را تشکيل مي دهد و يا ماده اي به اسم كوكوربتاسين

/ 6 نظر / 7 بازدید
سحر

کاش می شد سرم را یک هفته در گنجه ای بگذارم در گنجه ای تاریک و تهی... با قفل درشتی بر دریچه اش... و به جای آن بر شانه های خود چناری بکارم... و برای هفته ای در سایه اش بیاسایم...

مرضی

گیر دادی به خیارهاااا!!!!

کلاغ خانوم

درود سیب عزیز در این روز ابری و بارانی به وبلاگ من دعوتید با پگاهنامه به روزم [گل]

آمد

گاهي وقتها به لبخند تلخ گس يك لبخند هم مثل يك خيار نگاته ميكنم كه چگونه ته مانده اش در سطل زباله تكان مي خورد.

سمیه

فلسفه خیاری...حقیقت خیالی