این درد ، این درد کهنه را چاره چون کنم. که درد هست و طبیب نیست. پادزهر همه زهر است و نمکی بر این زخم کهنه که هر دم به نیشی تازه می شود. تازه گی ندارد این گلایه ها که نه برای تو ، نه برای خود. برای این زخم می گویم شاید آرام گیرد و دمی بیاساید و دمی بیاسایم.