هر بار که عید قربان می رسد به یاد دوچیز می افتم یکی کتاب "ترس و لرز" کیرکگور و دیگری اسطوره یونانی به نام ایفیگنیا دختر آگاممنون - ایفی ژنی در فرانسه - . پدرش که سردار یونانیان است در جنگ با تروا برای آن که نظر مساعد خدایان را جلب کند تا باد موافق بوزد خواست که او را -ایفیگنیا- را قربانی کند. دیان -الهه شکار- ماده آهوئی را به جای او در مذبح نهاد و او را با خود برد و از جمله کاهنان خود کرد.

البته در تاریخ تمدن ویل دورانت ، قصه تقریبا به شکل دیگری است اما پایانش شبیه به همین است و گوزنی به جای دختر قربانی می شود.