وقتی کسی نیست ، وقتی مخاطبی نداری، وقتی کسی نیست که با هم حرف بزنید مدام دنبال مخاطب می گردی، همین که کسی باشد که حرفهایت را بشنود یا بخواند. اما باز می بینی کسی نیست یک مخاطب خیالی ، یک شنونده یا خواننده برای خودت در ذهنت می سازی. با هم حرف می زنید، یعنی تو برایش حرف می زنی و او جوابت را می دهد. نوشته هایت را می خواند و نقد می کند. گاهی وقت ها به جانت نق می زند. حتی ممکن است با هم قهر کنید. خوب چه عیبی دارد دوباره آشتی می کنیم. دوباره می شود آشتی کرد فقط کمی باید صبر کنم. کمی صبر. اما خیلی وقت است جوابم را نمی دهد. هر چقدر هم منت می کشم انگار از اول کسی نبوده. کسی نیست. هیچ کس نیست. وقتی کسی نیست باید با خودت حرف بزنی وقتی با خودت حرف بزنی می گویند دیوانه شده ، دیوانه ها با خودشان حرف می زنند اما من که با خودم حرف نمی زنم من دیوانه نیستم. فقط کسی نیست. هیچ کس نیست.