می دانید به بازیگر جوانی و بی تجربه ای می مانم که اولین نقشش را در یک تئاتر به او پیشنهاد کرده اند و او با ذوق و شوق پذیرفته، نمایش نامه را به دستش داده اند و باید نقشش و دیالوگ هایش و بازی اش را حفظ کند اما او چکار کرده، اسم نقش را اشتباهی فهمیده ، دیالوگ یک بازیگر دیگر را حفظ کرده و به جای یکی دیگر دارد بازی می کند و وقتی که این را می فهمد دیگر دیر شده. او اخراج است. من نقش ام را اشتباهی فهمیده ام به جای دیگری دارم بازی می کنم. من محکوم به اخراجم. می دانید من اخراج شده ام .