من به همه دوستام چیزی بدهکارمو و همه دوستام چیزی به من، طلبشون بمونه طلبشون. اما طلبم رو اگه وصول کنن خوب می شه.

چی هست طلبت؟یه ذره دوستی و درک.

نه

- یه ذره خنده و شادی؟

اونم نه

- پس چی؟؟

یه ذره تنهایی؛ راحتم نمی ذارن. همه جا هستند. راحتم نمی ذارن. حتی تو کابوس هام. توی رویاهام. توی تنهائی هام هم هستند. هر دفعه یکی شون. هر دفعه با یکی شون تو خیالم حرف می زنم. می شه تو هم بری؟

- من؟ نمی شه که!

چرا نمی شه؟ می خوام حتی با خودمم نباشم. خودمم خودم رو راحت بذارم و برم

- نکبت