به خودی خود ایرادی ندارد که بسیاری از جوانان این کشور تمایلات ذن گرایانه داشته باشند، کریشنا مورتی را بشناسند ، درباره عرفان سرخپوستی حرف بزنند، از نیکوس کازانتزاکیس ، میلان کوندرا و هرمان هسه خوششان بیاید، شعرهای سهراب سپهری را بخوانند و مثل فروغ فرخزاد فکر کنند. ولی این سئوال را نمی توان نادیده گرفت که همه اینها چقدر اصیل است؟ عمق این دریاچه نه چندان کوچک ، می تواند چند میلی متر باشد؟ .....
طبیعی است که در این بین ، به شخصیتها ، مکاتب و مسالکی که به شیوه ای عوامانه تحریف شده اند، بیش از همه ستم می شود. به عنوان نمونه ، شاید سهراب سپهری در هیچ یک از سالهای سکوت و انزوای خود به اندازه امروز که شعرهایش برای بیان مضرات آلودگی هوا، تبلیغ ماشین های چمن زنی ، کنترل جمعیت و استفاده بهتر از سطلهای زباله به کار می رود، مظلوم نبود ....


با اندکی تصرف و کلی تخلیص از مهروش طهوری