نقدی بر شعرلک لک ها

خوش به حال لک لکا که خوابشون واو نداره

خوش به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره

خوش به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره

خوش به حال لک لکا که لک لک اند!

 "حسین پناهی"

شعر لک لک ها ، شعر حسرتی عاشقانه است. شاعر بر وضعیت عشق لک لک ها که برای مخاطب نماد وفاداری به عشق ساده است حسرت می خورد و می گوید خوش به حالشان که لک لک هستند و چیزی دیگر نه.

این شعر بر واژه و کلمه و حرف - در آغاز کلمه بود - تکیه دارد و با بازی با کلمات و واژه هایشان تصویری می سازد که مخاطب هم می خواهد لک لک باشد. در سطر اول به وضعیت خواب لک لک ها حسرت برده می شود به خاطر این که واو ندارد. حرف "واو" در هنگام تلفظ "خواب" ، تلفظ نمی شود و "خاب" خوانده می شود و شاعر می گوید این حرف اضافه است و خواب لک لک ها چیزی اضافه ندارد خواب لک لک ها "خاب" است بدون واو. نه کابوس دارند و نه رویا. و برای همین شاعر به خواب لک لک ها حسرت می برد.

در خط دوم بر عشق لک لک ها حسرت برده می شود چون که قاف ندارد. قاف یاد آور کوه قاف -سختی عشق - و نرسیدن است و لک لک ها عشقی ساده دارند و ساده عاشق می شوند و اما تا آخر بر این عشق ساده می مانند. عشق با حرف "ق" تمام می شود و باز لک لک ها عشق شان "قاف" ندارد ؛ انتها ندارد. به پایان نمی رسد. و همیشه عشقی بی انتها دارند.

در خط سوم بر مرگ شان هم حسرت برده می شود. چون که مرگ شان انتهای عشق شان نیست و یار با مرگ عاشق - یا معشوق- همچنان تنها بر سر پیمان می ماند. و همچنان که با واژه مرگ هم بازی شده است. گاف دادن چیزی خوبی نیست. مرگ گاف ندارد. بدمرگی ندارند. و همچنان باید حسرت برد که لک لک ها ، لک لک هستند.

چنین شعری در عین سادگی و روان بودن، تاثیری بر مخاطب می گذارد که در انتها مخاطب هم حسرت می برد و هم دوست دارد همچون لک لک باشد. در عشق ، در خواب و در مرگ. و حتی حسرت در سرودن چنین شعری.

روحش شاد